تبليغاتX
حس رهایی
آه ای حس رهایی برخیز ..دامن از خاک بگیر ..
چه سرنوشت  غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت... ولی به فکر پریدن بود..."حسین منزوی"
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت   توسط آناهیتا | 
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری           تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری

"شکایت "حتی در مقوله ی "حکایت " ممنوع.... شکرانه "سکوت"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت   توسط آناهیتا | 
واسه جلب توجه "خدا" نماز رو ترک کن...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آناهیتا | 
مدرسه تعبید گاه تبعیض محبت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آناهیتا | 
وطن مادر است ...و غربت ...نیاز به آغوش...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت   توسط آناهیتا | 
"ایمان یعنی نگران نبودن"...این جمله" جان دیویی " عشق است
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت   توسط آناهیتا | 
در ازدحام قطار سریع السیر زندگی ...کودکی به نام "خود" گم شد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت   توسط آناهیتا | 
درخت خرمالو زیر سقف آسمان امسال هم نذری می دهد ...

گنجشک های گرسنه...کلاغ های سیاه...تیر کمان پسرک بازیگوش را ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت   توسط آناهیتا | 
چونان سایه ام بیرنگ و سبک...تنها دیگر یک "تک واژه"

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت   توسط آناهیتا | 
زندگی =هر چه پیش آید خوش آید

 رنج =توشه و آذوقه

خدا =نمی دانم ها

بلوغ =تعجب نکردن

ترس=بت پرستی

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت   توسط آناهیتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
از گوشه ای برون آ...ای کوکب هدایت

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
شهریور 1386
پیوندها
پیر سالک
پر پرواز ندارم
سمساري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان